قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2935

تاريخ الفي ( فارسى )

القصّه ، چون هر دو لشكر مانند دو درياى اخضر در برابر آمدند اولا قراجه ساقى با فوج خود بر قلب سلطان سنجر حمله نمود و خود را از صف فيلان كه در پيش سلطان بود گذرانيده نزديك به فوج سلطان رسانيد ، كه ملك طغرل از ميمنهء سلطان سنجر و اتسز خوارزمشاه از ميسره برآمدند و از پس پشت قراجه ساقى برآمدند و او را مانند مركز دايره در ميان گرفتند . قراجه ساقى چون اين حالت را مشاهده نمود ، دانست كه خلاصى از اين معركه ممكن نيست ، بالضروره در آن معركه داد مردى و مردانگى داده جمعى كثير را به قتل رسانيد ، و اگرچه اكثر سپاهيان او به قتل رسيدند ، امّا ايشان نيز تقصير نكردند . آخر الأمر قراجه ساقى خود زخم بسيار خورده بود ، چنانچه خود را بر اسب نتوانست گرفت . بر دست مردم سلطان سنجر گرفتار شد . امراى كبار سلطان مسعود ، يوسف چاووش و حسين اوزبك - كه هر دو از امراى بزرگ دولت سلجوقيه بودند - در اين معركه به قتل رسيدند . سلطان مسعود چون اين حال را مشاهده نمود فرار بر قرار [ 51 الف ] اختيار نموده روى به گريز نهاد . قراجه ساقى را چون نزد سلطان سنجر آوردند ، سلطان به او گفت كه « اى مفسد فتنه ، غرض تو از اين فتنه‌انگيزى چه بود ؟ من به تو چه بدى كرده بودم كه برادرزاده‌هاى مرا بر جنگ من تحريص كردى ؟ » بعد از آن فرمود كه او را چيزى ندهند كه از گرسنگى بميرد و كس به طلب سلطان مسعود فرستاده او را از خونج « 1 » بازگردانيدند . چون مسعود به مجلس سلطان سنجر رسيد سلطان او را باز به حكومت گنجه فرستاد و سلطنت عراق را به برادر او ملك طغرل ، كه مدت‌هاى مديد در ملازمت عمّ خود مىبود و خدمات شايستهء بسيار كرده و او را از خود راضى و خشنود كرده بود ، داد و منصب وزارت ملك طغرل را به ابو القاسم انس‌آبادى ، كه وزير سلطان محمود بود ، ارزانى داشته ، خود به جانب خراسان بازگشت و در بيستم ماه رمضان اين سال خطّهء نيشابور محطّ رايات ظفر آيات آن پادشاه ذىجاه گرديد . و از جمله وقايع اين سال محاربه ميان خليفه مسترشد باللّه و امير عماد الدّين زنگى و دبيس بن صدقه و شكست يافتن ايشان است . تفصيل اين مجمل آنكه چون خليفه مسترشد باللّه از خانقين به واسطهء توجّه ايشان به بغداد همراهى سلطان مسعود را گذاشته ، بازگشت ، چون به بغداد رسيد بىتوقّف از دجله عبور نموده در عباسيه فرود آمد . از آن جانب امير عماد الدّين زنگى با دبيس بن صدقه با لشكرى بسيار آمده مناريه « 2 » را لشكرگاه خود ساختند . و در بيست و هفتم شهر رجب اين سال هر دو طايفه

--> ( 1 ) . در متن به صورت " جونج " آمده است . خونج شهرى در نزديكى زنجان . ( 2 ) . در متن به صورت " منادية " آمده است . مناريه يكى از شهرهاى دجيل در بخش شمالى بغداد .